محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
284
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
نوشتهاند . شمار كثيرى از زنان تا عطش خود فرونشانند خويشتن در آب افگندند و كشته شدند . چون مردم شهر در سايهء امانى كه به آنها داده بودند از شهر بيرون مىآمدند سردار لشكر مسيحى از كثرت آنان به وحشت افتاد كه مبادا تن و توشى گيرند و براى رهايى خويش دست به اقدامى زنند ؛ از اينرو فرمان داد تيغ در آنان نهند تا از شمارشان كاسته شود . در اين مرحله نيز شش هزار تن را بر خاك هلاك افگندند . به هنگام ازدحام ، بسيارى از پيران و كودكان جان باختند . بسيارى خود را از ديوارها آويخته بودند تا زير دست و پاى له نشوند . قريب به هفتصد تن از جنگجويان در قلعهء شهر براى دفاع موضع گرفته بودند ؛ بيشترشان از تشنگى هلاك شدند . اما روزهاى بدترى در انتظار مسلمانان بود و در آن روزها مهاجمان مرتكب اعمالى شدند كه از پستترين و فرومايهترين آدمكشان چنان اعمالى ديده نشده بود . ابن حيان اين فاجعه را چنين وصف مىكند : « همهء كسانى كه از شهر خارج شده بودند - پس از آنكه جماعتى را كشتند تا از شمارشان كم شود و جماعتى در ازدحام خلق زير پا له شدند و مردند - در مقابل دروازه گردآمدند و منتظر آنكه دست قضا چه بر سرشان آورد . در اين حال ندا دادند كه هركس با زن و فرزند خود بايد به خانهاش بازگردد . مردم بار ديگر به هيجان آمدند و باز هجوم و ازدحام آغاز شد با شدتى بيشتر از آن هنگام كه از شهر خارج مىشدند . چون با زن و فرزندان در خانههاى خود استقرار يافتند ، مشركان به امر فرمانده خويش خانهها را ميان خود تقسيم كردند . هر خانه كه به كسى تعلق مىگرفت آن را با هرچه و هركس كه در آن بود ضبط مىنمود ؛ آنگاه به هر طريق كه خود مىخواست با آنان رفتار مىكرد . هرچه پيش چشم بود مىربود و براى نشان دادن دفينهها صاحبخانه را بشدت شكنجه مىكرد و چهبسا بسيارى در زير شكنجه مىمردند و راحت مىشدند و چهبسا نمىمردند و آنچه مىديدند از مرگ بدتر بود . نورمانها به هتك نواميس سخت مولع بودند . دستهاى مردان را مىبستند و به زنان در برابر چشم شوهرانشان و به دختران در برابر چشم پدرانشان تجاوز مىكردند و هريك از آنان كه خود چنين نمىكردند حق خويش را به حشم و غلامانشان عطا مىكردند . كافران در آن روز مرتكب زشتكاريهايى شدند كه زبان از گفتنش عاجز است و از توصيف آن قاصر . و الحول و القوة للّه العظيم . » مسيحيان جمع كثيرى را برده ساختند و غنايم بسيار فراچنگ آوردند بويژه از